همسر بهشتی

متن مرتبط با «دانلود یک قصه قدیمی» در سایت همسر بهشتی نوشته شده است

قدم قدم تا یک شنونده فعال «گام چهارم: صبوری کردن!»

  • نیلوبلاگ

    به نام خدا بین مطالب شنونده فعالمون خیلی فاصله افتاده متاسفانه، رسید به جایی که من باید برای نوشتنش یه مقدار مطالعه می کردم و همین باعث شد مدام پشت گوش بندازم. امیدوارم تو این وقفه سه ماهه نکاتش رو فراموش نکرده باشین. اگر کردین هم ایرادی نداره، این یه مهارته که قراره حسابی درونی بشه، پس حالا حالاها باهاش کار داریم و مرورش میکنیم. اگه یادتون باشه گام اولموننگاه کردن بود. اینکه وقتی یکی باهامون صحبت میکنه کاملا نگاهش کنیم، حواسمونو به جای دیگه ای ندیم، تلویزیون رو نبینیم، کتاب تو دستمون رو ورق نزنیم... گام دومرها کردن بود. قرار شد وقتی کسی داره باه...

    ادامه مطلب
  • یک قصه قدیمی

  • نیلوبلاگ

    بسم الله الرحمن الرحیم مرد خانواده بودنش زبانزد عام و خاص بود. خانم، تاج سرش بود. ملکه خانه اش. محبتش را پنهان نمی کرد، توی جمع فامیل و کوچه و بازار هم خانم روی سرش جاداشت. آنقدر که مثل پروانه دورش می پیچید.اهل محل پشت سرش می گفتند زن ذلیل است. کار به جایی رسید که نقل زن ذلیلی های او شد نقل مجالس. زن ها شاید از حسودی و مردها از حرص. پچ پچ ها که بلند شد به گوش خودش هم رسید. یک روز یکی از همان ها را دعوت کرد خانه اش. نشستند و گفتند و شنیدند و غذا خوردند. بعد نهار صدا کرد. خانم! اگر زحمتتان نیست یک هندوانه بیاورید پاره کنم. خانم با سینی و هندوانه آمد. گذاشت جلو آق...

    ادامه مطلب
  • برچسب‌های مرتبط

    قدم قدم تاريخنا كله خطر | قدم قدم تا عشق رمزینه | قدم قدم تا خدا | قدم قدم تا پزشک شدن من | قدم قدم تا به حرم | قدم به قدم تا کنکور 94 | قدم به قدم تا پزشک شدن من | قدم به قدم تا کنکور | قدم به قدم تا ظهور | قدم به قدم تا بارداری