
رنگ و بوی زندگی...جزئیات تکمیلی این موضوع به همراه بخشهای مهم در ادامه ارائه شده است.کوفته هویج درست کردم. قلقلی ها را که میکشم توی ظرف فکر میکنم چیزی کم است. سریع در یخچال را باز میکنم. سبزی خوردن نداریم، گوجه و خیارشور هم، فقط از سبزی های هفته پیش چند ساقه سبز پیازچه و یک مشت جعفری مانده. پیازچه ها را حلقه میکنم و میپاشم روی قلقلی هایی که با سس ربی حسابی خوشرنگ شده اند. و چند پر جعفری می چینم کنار ظرف. به همین سادگی شام شبمان به زیبایی عکس های خوش رنگ و لعاب اینترنت از غذاهای خارجی می شود. ش...
ادامه مطلب
حرف هایی برای نگفتندر این مطلب نکات مهم و اطلاعات مرتبط با این موضوع را مرور میکنیم.تصور کنید یک روز بعد از ظهر، مشغول رسیدگی به کارهای خانه هستید که آیفون زنگ می خورد. مرد پشت در به شما می گوید یک بسته سفارشی دارید که باید تحویلش بگیرد. گیج و متعجب در را باز می کنید و از دیدن یک دسته گل زیبا و باسلیقه حیرت زده می شوید. بعد روی کارت کوچک دسته گل، خط همسرتان و جمله محبت آمیزش را می بینید و حسابی ذوق می کنید.کاری به این ندارم که این رویا چقدر دست یافتنی است. سوال من چیز دیگری است. بعد همه این اتف...
ادامه مطلب
برای هجده ساله هادر ادامه اطلاعات مربوط به این مطلب و نکات قابل توجه آن را مشاهده میکنید.امروز با خودم فکر میکردم کاش یکی هم پیدا میشد قصه ما را بنویسد. توی این دنیای پرهیاهو، وسط ماجرای پر سوز و گداز رمان ها، بین همه حکایت هایی که از دوست داشتن گفته اند و شنیده ایم، جای قصه ما زیادی خالی است عزیز…امروز باخودم فکر میکردم کاش یکی قصه ما را مینوشت. من را می نوشت و همه آن شب بیداری های عارفانه. لابه لای کتاب ها. خیره به ماه روی بالکن کوچک اتاقم. من را مینوشت و دفترهایی که از قطعه های اشعار زیبایی ...
ادامه مطلب
به نام خدا کوفته هویج درست کردم. قلقلی ها را که میکشم توی ظرف فکر میکنم چیزی کم است. سریع در یخچال را باز میکنم. سبزی خوردن نداریم، گوجه و خیارشور هم، فقط از سبزی های هفته پیش چند ساقه سبز پیازچه و یک مشت جعفری مانده. پیازچه ها را حلقه میکنم و میپاشم روی قلقلی هایی که با سس ربی حسابی خوشرنگ شده ان...
ادامه مطلب
بسم الله الرحمن الرحیم تصور کنید یک روز بعد از ظهر، مشغول رسیدگی به کارهای خانه هستید که آیفون زنگ می خورد. مرد پشت در به شما می گوید یک بسته سفارشی دارید که باید تحویلش بگیرد. گیج و متعجب در را باز می کنید و از دیدن یک دسته گل زیبا و باسلیقه حیرت زده می شوید. بعد روی کارت کوچک دسته گل، خط همسرتان ...
ادامه مطلب
بسم الله الرحمن الرحیم امروز با خودم فکر میکردم کاش یکی هم پیدا میشد قصه ما را بنویسد. توی این دنیای پرهیاهو، وسط ماجرای پر سوز و گداز رمان ها، بین همه حکایت هایی که از دوست داشتن گفته اند و شنیده ایم، جای قصه ما زیادی خالی است عزیز… امروز باخودم فکر میکردم کاش یکی قصه ما را مینوشت. من را می نو...
ادامه مطلب
به نام خدا سال های اخیر یکی از مهم ترین تمرین های من در زندگی تمرین بی خیال بودن است. وقتی توی لیست خرید نوشته ام سیر و همسرم به جای یک بوته سیر با یک کیلو سیر برمی گردد، زن غرغروی درونم میخواهد سر خودش را بکوبد به دیوار که آخر بعد چندسال زندگی هنوز نمی داند سیر را بوته ای می خرند نه کیلویی! یکبار من اندازه ننوشتم... اما قبل از اینکه دهانش به غرغر باز شود زن بی خیال درونم لبخند می زند و می گوید: بی خیال! بیا فکر کنیم حالا این همه سیر رو چیکارش کنیم؟ و نتیجه اش می شود یک شیشه پودرسیر خانگی خوش عطر. غز نمی زنم، الکی اوقات تلخی نمیکنم ولی از دفعه بعد سعی میک...
ادامه مطلب